سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
88
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مورد ايشان معنا ندارد بنابراين اتّحاد حكم در حقّ هردو موجب مىشود كه استحباب تمرين عبادات را از سنّ هفت سالگى بدانيم تا در هر دو صحيح باشد . البتّه ممكنست بگوئيم : مقصود از استحباب تمرين در نه سالگى اوان و اوائل سنّ است و دختران تا نه سالشان تمام نشود مكلّف نبوده و بدين وسيله تصوّر تمرين در اين سنّ تصحيح مىشود ولى بعيد است كه اينمعنا اراده شده باشد زيرا كوتاهى اين مدّت با ثبوت عادت و حصول تمرين خالى از تهافت و تنافى نيست . در نتيجه با در نظر گرفتن تمام خصوصيّات و با ملاحظه همه جهات قول اوّل بهتر و انسب است و از روايتى كه مرقوم شد به خوبى مىتوان اين قول را استفاده كرد زيرا صدر آن استحباب تمرين را در هفت سالگى تثبيت نموده و در ذيل اگرچه ثبوت حكم مزبور را در نه سالگى نيز تقرير فرموده لكن لازمست آن را حمل بر تأكيد و تشديد حكم نمود تا بدينوسيله دفع تنافى بشود و غير از اين روايت دليل ديگرى كه حكم را در نه سالگى اثبات كرده باشد نداريم مگر يك روايت مرسلهاى كه مرحوم صدوق آن را در فقيه نقل فرموده كه صاحب وسائل در ج 7 ص 169 آن را آورده : قال الصّدوقان و قال الصّادق عليه السّلام : الصّبىّ يؤخذ بالصّيام اذا بلغ تسع سنين على قدر ما يطيقه فان اطاق الى الظّهر او بعده صام الى ذلك الوقت ، فاذا غلب عليه الجوع و العطش افطر . قوله : و لو اطاق بعض النّهار الخ : شارح ( ره ) مىفرماين :